السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

590

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « فَأَثَرْنَ بِه نَقْعاً » ) * كلمه « اثرن » جمع مؤنث غايب از فعل ماضى و از مصدر « اثاره » است كه به معناى انگيختن گرد و غبار و امثال آن است ، و كلمه « نقع » به معناى غبار است . و معناى آيه اين است كه : سوگند به هجوم كنندگان در صبح ، كه با اغاره به دشمن و دست و پاچه كردن آنان گرد و غبار برمىانگيزند . بعضى « 1 » از مفسرين در پاسخ از اين اشكال كه چرا در اين سوره ، فعل ( أثرن ) عطف بر اسم فاعل ( مغيرات ) شده ، با اينكه اسم فاعل صفت است ، و فعل عطف به صفت نمىشود ؟ گفته : هيچ عيبى ندارد ، چون اسم فاعل مذكور به معناى فعل است و كانه فرموده : « اقسم باللاتى عدون فاورين فاغرن فاثرن » ( سوگند به سوارگانى كه نفسزنان مىدوند ، و جرقه از نعل اسبانشان مىجهد ، پس غارت مىبرند و غبار مىانگيزند ) . * ( « فَوَسَطْنَ بِه جَمْعاً » ) * كلمه « وسط » كه مصدر فعل « وسطن » است ، به معناى توسط - در وسط قرار گرفتن - است ، و ضمير « به » به صبح بر مىگردد ، و حرف « باء » به معناى حرف « فى » است ، كه در اين صورت معنا چنين مىشود : « پس در وقت صبح در وسط جمع قرار گرفتند » . ممكن هم هست ضمير به كلمه « نقع » برگردد ، و حرف « با » براى ملابسه باشد ، كه در اين صورت معنا چنين مىشود : « پس در هنگام صبح دسته جمعى در وسط غبار قرار گرفتند » . بعضى « 2 » گفته‌اند : منظور در وسط قرار گرفتن شتران در جمع منى است . ولى خواننده محترم توجه دارد كه حمل كردن آيات پنجگانه ، با اينكه تك تك مفردات آن ظهور در سواركاران دارد ، بر شتران حاجيان كه از مشعر به منى كوچ مىكنند حملى است بىاندازه خلاف ظاهر . پس متعين آن است كه آيات را حمل بر جنگندگان اسلام كنيم ، و سياق آيات مخصوصا جمله * ( « فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً » ) * ، و جمله * ( « فَوَسَطْنَ بِه جَمْعاً » ) * مىرساند كه منظور همان جنگندگان است ، كه خداى تعالى در اين آيات به آنان سوگند ياد كرده ، و حرف « فاء » در آيات چهارگانه دلالت دارد بر اينكه مضمون آنها مترتب بر همين سوگند است . * ( « إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّه لَكَنُودٌ » ) * كلمه « كنود » به معناى كفرانگر است و اين آيه مانند آيه شريفه

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 216 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 529 .